شيخ حسين انصاريان
322
اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)
و من زياده از آن يابم « 1 » . * * * گويند : شقيق بلخى ، جعفر بن محمّد [ الصادق ] را از فتوّت پرسيد ، شقيق را گفت : تو چه گويى ؟ گفت : اگر دهند ، شكر كنيم و اگر منع كنند ، صبر كنيم . جعفر گفت : سگان مدينهء ما همين كنند ، شقيق گفت : يابن رسول اللّه ! پس فتوت چيست ؟ گفت : اگر دهند ، ايثار كنيم و اگر ندهند ، صبر كنيم « 2 » ؟ * * * مردى به مدينه بخفت از حاجيان ، چون برخاست پنداشت كه هميانِ وى بدزديدند . زود بيرون آمد و امام جعفر صادق را ديد ، اندر وى آويخت و گفت : هميانِ من تو بردى ، گفت : چند بود اندر وى ؟ گفت : هزار دينار . جعفر او را به سراى خويش آورد و هزار دينار به وى داد . چون مرد به سراى آمد ، هميان وى در خانه بود . به عذر به نزديك امام جعفر آمد و هزار دينار باز آورد ، جعفر ، دينار فرا نستد ، گفت : چيزى كه از دست بداديم ، باز نستانيم ، مرد پرسيد كه اين كيست ؟ گفتند : جعفر صادق « 3 » . * * * اندر خبر همى آيد كه بهشت ، مشتاق است به سه كس : به على و عمار
--> ( 1 ) - رساله قشيريه : 223 . ( 2 ) - رساله قشيريه : 363 . ( 3 ) - رساله قشيريه : 363 .